سجود

------------------------

پس از سربرداشتن از ركوع، در حالي كه آماده تعظيم و كرنشي متواضعانه‏تر است، به خاك مي‏افتد.

جبهه بر خاك نهادن، نشانه بالاترين حد خضوع انسان است، و نمازگزار اين حد نصاب تواضع را شايسته خدا مي‏داند، زيرا كرنش در برابر خدا، كرنش در برابر نيكي و زيبايي مطلق است و آن را در برابر هر كس يا هر چيز غير خدا حرام و ناروا مي‏شمارد، زيرا گوهر انسانيت-كه ارزنده‏ترين متاع بازار هستي است-با اين كار فرو مي‏شكند و انسان خوار و پست مي‏شود.

در همان حال كه سر بر خاك نهاده و خود را غرق در عظمت‏خدا مي‏بيند، زبانش نيز با اين حالت هماهنگي مي‏كند و با ذكري كه مي‏گويد در حقيقت عمل خويش را تفسير مي‏كند.

سبحان ربي الاعلي و بحمده (1) -پاك و پيراسته است‏خداوندگار من كه برترين است و من ستايشگر اويم.

خداوندگار برترين، خداوندگار پيراسته و پاك، و تنها دربرابر چنين موجودي است كه سزاوار است انسان زبان به ستايش بگشايد و جبهه به خاك بسايد.

پس سجده نماز، به خاك افتادن در برابر يك موجود ناقص و ضعيف و بي‏مقدار نيست، همچون به خاك افتادن در برابر بتهاي پوشالي و قدرتهاي پوك.به خاك افتادن در برابر برترين و پاكترين و گرامي‏ترين است.

نمازگزار با اين حركت عملا فرمانبري و اطاعت‏خود را از خداي حكيم و بصير اعلام مي‏دارد و پيش از همه اين تسليم و فرمان‏پذيري را به خود تلقين و يادآوري مي‏كند.و چنانكه دانسته‏ايم، پذيرش همين‏«عبوديت مطلق در برابر خدا»است كه قيد و بند عبوديت هر كس و هر چيز ديگر را از آدمي برمي‏دارد و او را از اسارتها و زبونيهايي كه بر او تحميل شده است رها مي‏كند.

مهمترين اثري كه بايد از اين دو ذكر، ذكر ركوع و سجود، انتظار داشت آن است كه به نمازگزار بياموزد كه در برابر كدام موجود بايد تسليم و خاضع و ستايشگر بود و اين به معناي نفي اين همه در برابر هرچه و هركه جز اوست.و شايد به همين موضوع اشاره مي‏كند حديثي كه از قول امام عليه السلام مي‏گويد:«نزديكترين حالات آدمي به خدا، حالت‏سجود است.» (2)

پي‏نوشت‏ها:

.به جاي اين ذكر مي‏توان گفت:سبحان الله سبحان الله سبحان الله.

.اقرب ما يكون العبد الي الله و هو ساجد.سفينة البحار، ج 1، ماده سجد.