18 / مردم و نماز
با همه اهميّتي كه نماز در نزد خداوند و اوليا دارد، امّا برخورد مردم با آن متفاوت است:
الف: عدّهاي ايمان ندارند ونماز نميخوانند: «فلا صدّق و لاصلّي» (17)
ب: عدّهاي مانع نماز ديگران ميشوند: «ارايت الذي ينهي عبداً اذا صلّي» (18)
در شأن نزول آيه آمده است كه ابوجهل تصميم گرفت هنگامي كه پيامبر براي نماز به سجده ميرود با لگد، گردن حضرت را در هم بشكند. مردم او را ديدند كه رفت ولي منصرف شد. گفتند: چرا چنين نكردي؟!
گفت: چون خواستم چنين كنم، خندقي از آتش ديدم كه در پيش روي من شعلهور شد. (19)
ج: عدّهاي نماز را مسخره ميكنند: «و اذا ناديتم الي الصلوة اتخذوها هزواً» (20)
د: عدّهاي بينشاط نماز ميخوانند: «واذا قاموا الي الصلوة قاموا كُسالي» (21)
ه : عدّهاي گاهي ميخوانند و گاهي نميخوانند: «فويل للمصلّين الّذينهم عن صلوتهم ساهون» (22)
و: عدّهاي به خاطر رسيدن به دنيا، از نماز كم ميگذارند: «و اذا رأوا تجارة او لهواً انفضّوا اليها و تركوك قائما» (23) هرگاه لهو و تجارتي ديدند به سوي آن روانه شده و تو را در حالي كه به خواندن خطبه نماز ايستادهاي واميگذارند.
اين آيه اشاره به ماجرائي است كه پيامبر اكرم صلي الله عليه وآله مشغول خواندن خطبههاي نماز جمعه بود كه كارواني تازه وارد، براي فروش اجناس خود شروع به طبل زدن كردند. مردم از پاي سخن پيامبر بلند شده و به سراغ تجارت و معامله رفتند و حضرت را تنها گذاشتند.
قيامت، 31
علق، 40
تفسير نمونه، ذيل آيه
مائده، 58
نساء، 142