مسائل متفرقه
مسأله 1357- کسى که مىداند مسافر است و باید نماز را شکسته بخواند، اگر در غیر چهار مکانى که در مسأله پیش گفته شد عمداً تمام بخواند، نمازش باطل است و نیز اگر فراموش کند که نماز مسافر شکسته است و تمام بخواند باید نماز را دوباره بخواند، و اگر بعد از وقت یادش بیاید، بنا بر احتیاط واجب، باید قضا نماید.
مسأله 1358- کسى که مىداند مسافر است و باید نماز را شکسته بخواند، اگر فراموش کند و بدون توجه و بطور عادت تمام بخواند نمازش باطل است، و نیز اگر حکم مسافر و سفر خود را فراموش کرده باشد در صورتى که وقت داشته باشد نمازش را دوباره بخواند بلکه اگر وقت هم گذشته باشد بنا بر احتیاط واجب باید قضا نماید.
مسأله 1359- مسافرى که نمىداند باید نماز را شکسته بخواند اگر تمام بخواند نمازش صحیح است.
مسأله 1360- مسافرى که مىداند باید نماز را شکسته بخواند اگر بعضى از خصوصیات آن را نداند، مثلًا نداند که در سفر هشت فرسخى باید شکسته بخواند چنانچه تمام بخواند در صورتى که وقت باقى است باید نماز را شکسته بخواند و اگر وقت گذشته باید شکسته قضا نماید.
مسأله 1361- مسافرى که مىداند باید نماز را شکسته بخواند، اگر به گمان این که سفر او کمتر از هشت فرسخ است تمام بخواند، وقتى بفهمد که سفرش هشت فرسخ بوده، نمازى را که تمام خوانده باید دوباره شکسته بخواند و اگر وقت هم گذشته باید شکسته قضا نماید.
مسأله 1362- اگر فراموش کند که مسافر است و نماز را تمام بخواند، چنانچه در وقت یادش بیاید، باید شکسته به جا آورد و اگر بعد از وقت یادش بیاید، قضاى آن نماز بر او واجب نیست.
مسأله 1363- کسى که باید نماز را تمام بخواند، اگر شکسته به جا آورد در هر صورت نمازش باطل است.
مسأله 1364- اگر مشغول نماز چهار رکعتى شود و در بین نماز یادش بیاید که مسافر است، یا ملتفت شود که سفر او هشت فرسخ است چنانچه به رکوع رکعت سوم نرفته، باید نماز را دو رکعتى تمام کند و اگر به رکوع رکعت سوم رفته نمازش باطل است. و در صورتى که به مقدار خواندن یک رکعت هم وقت داشته باشد، باید نماز را شکسته بخواند.
مسأله 1365- اگر مسافر بعضى از خصوصیات نماز مسافر را نداند مثلًا نداند که اگر چهار فرسخ برود و همان روز یا شب آن برگردد باید شکسته بخواند چنانچه به نیت نماز چهار رکعتى مشغول نماز شود، و پیش از رکوع رکعت سوم مسأله را بفهمد باید نماز را دو رکعتى تمام کند و اگر در رکوع ملتفت شود نمازش باطل است و در صورتى که به مقدار یک رکعت از وقت هم مانده باشد باید نماز را شکسته بخواند.
مسأله 1366- مسافرى که باید نماز را تمام بخواند اگر به واسطه ندانستن مسأله به نیت نماز دو رکعتى مشغول نماز شود و در بین نماز مسأله را بفهمد، باید نماز را چهار رکعتى تمام کند، و احتیاط مستحب آن است که بعد از تمام شدن نماز دوباره آن نماز را چهار رکعتى بخواند.
مسأله 1367- مسافرى که نماز نخوانده، اگر پیش از تمام شدن وقت به وطنش برسد، یا به جایى برسد که مىخواهد ده روز در آن جا بماند، باید نماز را تمام بخواند و کسى که مسافر نیست، اگر در اول وقت نماز نخواند و مسافرت کند، در سفر باید نماز را شکسته بخواند.
مسأله 1368- اگر از مسافرى که باید نماز را شکسته بخواند نماز ظهر یا عصر یا عشا قضا شود، باید آن را دو رکعتى قضا نماید اگر چه در غیر سفر بخواهد قضاى آن را به جا آورد. و اگر از کسى که مسافر نیست یکى از این سه نماز قضا شود، باید چهار رکعتى قضا نماید اگر چه در سفر بخواهد آن را قضا نماید.
مسأله 1369- مستحب است مسافر بعد از هر نمازى که شکسته مىخواند سى مرتبه بگوید سبحان اللَّه و الحمد للَّه و لا اله الّا اللَّه و اللَّه اکبر. و در تعقیب نماز ظهر و عصر و عشا بیشتر سفارش شده است. بلکه بهتر است در تعقیب این سه نماز شصت مرتبه بگوید.
نماز قضا
مسأله 1370- کسى که نماز واجب خود را در وقت آن نخوانده باید قضاى آن را به جا آورد، اگر چه در تمام وقت نماز خواب مانده یا به واسطه مستى نماز نخوانده باشد، ولى نمازهاى یومیهاى را که زن در حال حیض یا نفاس نخواند، قضا ندارد.
مسأله 1371- اگر بعد از وقت نماز بفهمد نمازى را که خوانده باطل بوده، باید قضاى آن را بخواند.
مسأله 1372- کسى که نماز قضا دارد، باید در خواندن آن کوتاهى نکند ولى واجب نیست فوراً آن را به جا آورد.
مسأله 1373- کسى که نماز قضا دارد مىتواند نماز مستحبى بخواند.
مسأله 1374- اگر انسان احتمال دهد که نماز قضایى دارد یا نمازهایى را که خوانده صحیح نبوده، مستحب است احتیاطاً قضاى آن را به جا آورد.
مسأله 1375- قضاى نمازهاى یومیه لازم نیست به ترتیب خوانده شود مثلًا کسى که یک روز نماز عصر و روز بعد نماز ظهر را نخوانده، لازم نیست اول نماز عصر و بعد از آن نماز ظهر را قضا نماید.
مسأله 1376- اگر بخواهد قضاى چند نماز غیر یومیه مانند نماز آیات را بخواند یا مثلًا بخواهد قضاى یک نماز یومیه و چند نماز غیر یومیه را بخواند، لازم نیست آنها را به ترتیب به جا آورد.
مسأله 1377- اگر کسى نداند که نمازهایى که از او قضا شده کدام یک جلوتر بوده لازم نیست بطورى بخواند که ترتیب حاصل شود و هر یک را مىتواند مقدم بدارد.
مسأله 1378- اگر کسى که نمازهایى از او قضا شده مىداند کدام یک جلوتر قضا شده احتیاط مستحب آن است که به ترتیب قضا کند. و آنچه اول قضا شده اول بخواند و دومى را بعد و همین طور.
مسأله 1379- اگر براى میتى مىخواهند نماز قضا بدهند و مىدانند آن میت ترتیب قضا شدن را مىدانسته باز لازم نیست طورى قضا را به جا بیاورند که ترتیب حاصل شود.
مسأله 1380- اگر براى میتى که در مسأله پیش گفته شد بخواهند چند نفر را اجیر کنند که نماز بخوانند لازم نیست براى آنها وقت مرتب معین کنند که با هم شروع نکنند در عمل.
مسأله 1381- اگر بدانند که میت ترتیب قضا شدن را نمىدانسته یا ندانند که مىدانسته لازم نیست به ترتیب براى او قضا به جا بیاورند.
مسأله 1382- در مسأله پیش اگر بخواهند چند نفر را براى به جا آوردن نماز میت اجیر کنند لازم نیست وقت معین کنند و مىتوانند همه با هم شروع به قضا کنند.
مسأله 1383- کسى که چند نماز از او قضا شده و شماره آنها را نمىداند مثلًا نمىداند چهار تا بوده یا پنج تا، چنانچه مقدار کمتر را بخواند کافى است و همچنین اگر شماره آنها را مىدانسته و فراموش کرده اگر مقدار کمتر را بخواند کفایت مىکند.
مسأله 1384- کسى که نماز قضا از همین روز یا روزهاى پیش دارد مىتواند قبل از خواندن نمازى که قضا شده نماز ادایى را بخواند و لازم نیست نماز قضا را جلو بیندازد.
مسأله 1385- کسى که مىداند یک نماز چهار رکعتى نخوانده و نمىداند نماز ظهر است یا عصر است یا عشاء اگر یک نماز چهار رکعتى بخواند به نیت قضاى نمازى که نخوانده کافى است.
مسأله 1386- اگر از روزهاى گذشته نمازهاى قضا دارد و یک نماز یا بیشتر هم از همان روز از او قضا شده، اگر چه لازم نیست نمازهاى قضا را، پیش از نماز ادا بخواند حتى اگر چه وقت داشته باشد و ترتیب بین نمازهاى قضا را هم بداند، ولى احتیاط استحبابى آن است که نمازهاى قضا، مخصوصاً نماز قضاى همان روز را پیش از نماز ادا بخواند.
مسأله 1387- تا انسان زنده است اگر چه از خواندن نماز قضاهاى خود عاجز باشد، دیگرى نمىتواند نمازهاى او را قضا نماید.
مسأله 1388- نماز قضا را با جماعت مىشود خواند، چه نماز امام جماعت ادا باشد یا قضا و لازم نیست هر دو یک نماز را بخوانند مثلًا اگر نماز قضاى صبح را با نماز ظهر یا عصر امام بخواند اشکال ندارد.
مسأله 1389- مستحب است بچه ممیز یعنى بچهاى که خوب بد را مىفهمد به نماز خواندن و عبادتهاى دیگر عادت دهند، بلکه مستحب است او را به قضاى نمازها هم وادار نمایند.
نماز قضاى پدر که بر پسر بزرگتر واجب است
مسأله 1390- اگر پدر نماز و روزه خود را به جا نیاورده باشد، چنانچه از روى نافرمانى ترک نکرده و مىتوانسته قضا کند، بر پسر بزرگتر واجب است که بعد از مرگش به جا آورد، یا براى او اجیر بگیرد. بلکه اگر از روى نافرمانى هم ترک کرده باشد واجب است به همین طور عمل کند و نیز روزهاى را که در سفر نگرفته، اگر چه نمىتوانسته قضا کند، واجب است که پسر بزرگتر قضا نماید، یا براى او اجیر بگیرد.
مسأله 1391- اگر پسر بزرگتر شک دارد که پدر نماز و روزه قضا داشته یا نه، چیزى بر او واجب نیست.
مسأله 1392- اگر پسر بزرگتر بداند که پدرش نماز قضا داشته و شک کند که به جا آورده یا نه، بنا بر احتیاط واجب باید قضا نماید.
مسأله 1393- اگر معلوم نباشد که پسر بزرگتر کدام است، قضاى نماز و روزه پدر بر هیچ کدام از پسرها واجب نیست. ولى احتیاط مستحب آن است که نماز و روزه او را بین خودشان قسمت کنند، یا براى انجام آن قرعه بزنند.
مسأله 1394- اگر میت وصیت کرده باشد که براى نماز و روزه او اجیر بگیرند بعد از آن که اجیر، نماز و روزه او را بطور صحیح به جا آورد بر پسر بزرگتر چیزى واجب نیست.
مسأله 1395- اگر پسر بزرگتر بخواهد نماز پدر را بخواند، باید به تکلیف خود عمل کند، مثلًا قضاى نماز صبح و مغرب و عشا را باید بلند بخواند.
مسأله 1396- کسى که خودش نماز و روزه قضا دارد، اگر نماز و روزه پدر هم بر او واجب شود، هر کدام را اول به جا آورد صحیح است.
مسأله 1397- اگر پسر بزرگتر موقع مرگ پدر، نابالغ یا دیوانه باشد وقتى که بالغ شد یا عاقل گردید، باید نماز و روزه پدر را قضا نماید و چنانچه پیش از بالغ شدن یا عاقل شدن بمیرد، بر پسر دوم چیزى واجب نیست.
مسأله 1398- اگر پسر بزرگتر پیش از آن که نماز و روزه پدر را قضا کند بمیرد، بر پسر دوم چیزى واجب نیست.