اگر نماز ستون دين است پس چرا در فروع دين مطرح شده است؟

------------------------

نخست بايد دانست كه حيطه اصول دين، «اعتقاد و ايمان» است و حيطه فروع دين «عمل و تكاليف شرعي» است. و از آن جا كه «نماز» از اعمال مهم شرعي است در فروع از آن ياد مي‏شود.

براي توضيح بيشتر توجه شما را به چند نكته جلب مي‏كنيم.

1ـ در فرهنگ اسلام اصالت با اعتقاد و ايمان است و ارزش عمل آن هنگامي است كه از اعتقاد صحيح منشاء گرفته باشد. برخلاف نظريه عمل گرايان (پراگماتيسم) كه اصالت را تنها به اعمال مي‏دهند. از اين‏رو در اسلام از اعتقادات به عنوان اصول دين ياد شده است.

2ـ ميان اعتقاد و عمل رابطه تنگاتنگ و به گونه دور تصاعدي وجود دارد. به گونه‏اي كه هر چه اعتقاد و ايمان عميق‏تر باشد عمل نيك بيشتر و قوي‏تر بروز مي‏كند و هر چه اعمال نيك بيشتر باشد آدمي لذت حقيقت اعتقاد و ايمان را بيشتر مي‏چشد و باور او تقويت مي‏شود.

اليه يصعدُ الكَلِمُ الطّيّبُ والعملُ الصّلِحُ يَرفَعُهُ؛ سخنان پاكيزه به سوي او بالا مي‏رود و كار شايسته به آن رفعت مي‏بخشد(فاطره، آيه‏ي 10).

3ـ از آن جا كه «نماز» مانع بسياري از گناهان و ناهنجاري‏ها مي‏شود و تداوم نماز موجب تداوم ارتباط با خداوند و حفظ بنيان‏هاي اعتقادي مي‏شود. از نماز به عنوان ستون دين ياد شده است.