درباره اسرار قيام , ركوع و سجود در نماز توضيح دهيد.

------------------------

براي توضيح اين جواب , از كتاب آداب الصلاه حضرت امام خميني (ره ) نقل مي كنيم حضرت امام فرمودند: بدان كه اهل معرفت قيام را اشاره به توحيد افعال دانند; چنانچه ركوع را به توحيد صفات , و سجود را به توحيد ذات اشاره دانند. اما بيان آن كه قيام اشاره به توحيد فعلي است آن است كه در خود قيام وضعا", و قرائت لفظا" اشارت به آن مقام است : اما اين كه قيام وضعا" اشارت به آن است اين است كه در آن اشارت به قيام عبد به حق و مقام قيوميت حق است كه آن تجلي به فيض مقدس و تجلي فعلي است و در اين تجلي مقام فاعليت حق ظاهر شود و همه موجودات مستهلك در تجلي فعلي و مضمحل در تحت كبرياي ظهوري شود. و ادب عرفاني سالك در اين مقام آن است كه اين لطيفه الهيه را به ياد قلب آورد و ترك تعينات نفسيه را هر چه بتواند بكند و حقيقت فيض مقدس را به قلب تذكر دهد و نسبت قيوميت حق و تقوم خلق به حق را به باطن قلب برساند. و چون اين حقيقت در قلب سالك متمكن شد, قرائت او به لسان حق واقع شود و ذاكر و مذكور خود حق گردد و بعضي از اسرار قدر بر قلب عارف كشف گردد »و انت اثنيت علي نفسك ; تو همچنان كه خود را ستوده اي « و »و اعوذ بك منك ; از تو به تو پناه مي برم « به بعض مراتب براي او مكشوف شود, (خميني , روح الله , آداب الصلوه (آداب نماز); موئسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني (س ), چ سوم , 1372, صص 146 و 147). و بعضي از اسرار صلوه را قلب عارف دريابد. و همچنين حاج ميرزا جواد ملكي تبريزي در كتاب گرانسنگ اسرار الصلوه مي فرمايد: و اما قيام , حقيقت قيام عبارت از ايستادن در پيشگاه پروردگار براي ادائ حق عبوديت و بندگي او و جلب خيرات پروردگاري , و انس گرفتن با او و لذت بردن به مخاطبات و گفتگوي با او در كلام , و به مناجات با او در دعا و چاره كار براي توقف طولاني خود در روز قيامت و دفع هول و هراسي كه در انتظار انسان هست مي باشد و مي بايست كه انسان از اين كه در نماز مي بايست بر هر دو پا بايستد به اين حقيقت پي ببرد كه مسلمان بايد در مقام خوف و رجائ باشد و از پايين افكندن سر در هنگام نماز, الزام قلب را بر تذلل و خشوع و تواضع و دوري از رياست طلبي و خودبزرگ بيني فهم نمايد و بداند كه در فرداي قيامت او را در پيشگاه ذات اقدس خود ايستادني است كه چگونگي آن را اين ايستادن تعيين مي كند, و لذا سزاوار است كه انسان آن چه در توان دارد در تصحيح قيام نماز خود, بكار گيرد و بداند كه تمام پنهاني ها و خاطرات و ضمايرش نزد حضرت حق مكشوف و آشكار است , و پروردگار حتي به چيزهايي كه خود از آن بي خبر است و در باطن اوست آگاه است , و لذا خيلي مراقب باشد كه مبادا باطنش مخالف با رضاي پروردگار باشد, و بناچار در چنين مقام خطيري تواضع و فروتني او لااقل همچون تواضع در محضر سلطاني از سلاطين دنيا خواهد بود, چگونه كسي كه در مقابل حاكمي قرار مي گيرد مراقب تمام حركات و گفته هاي خود مي باشد, كه مبادا سخني بر خلاف رضاي او بر زبان آورد, و يا از معناي آن چه مي گويد, غافل باشد و يا اشارات مخاطبات سلطان را در نيابد, و خدايي كه ملك الملوك و جبارالجبابره است هرگز نزد مسلمان از بشري مثل خود بي مقدارتر نخواهد بود«, (ملكي تبريزي , حاج ميرزا جواد; اسرار الصلوه ; انتشارات پيام آزادي , ج اول , 1363, ص 323). و اما قيام و سربرداشتن از ركوع , نيت انسان در انجام اين عمل مي بايست كه اين باشد كه پس از خضوع و خشوع و تواضع در برابر پروردگار بحول و قوه او بر دشمنان او گردن افرازد, و برتري جويد, و در هنگام گفتن تكبير آن , دست ها را كه بلند مي كند از تواضع و فروتني در مقابل دشمنان خدا تبري بجويد, و مستحب است كه در هنگام ركوع پشت خود را صاف نگه دارد و گردنش را بكشد به اين نيت كه من به تو ايمان آورده ام گرچه گردنم را بزني , سپس سر را بلند كند به اين اميد كه خضوع و خشوع و تسبيح و حمدش قبول درگاه الهي شده باشد, و با حول و قوه او بر دشمنان او غالب آيد, و اين اميد را با اين ذكر كه بر زبان مي آورد كه »سمع الله لمن حمده; هر كس كه حمد و ستايش حضرت حق كند خداوند آن را مي شنود« تائكيد نمايد. سپس خضوع و خشوعت را نسبت به پروردگار با گفتن اين ذكر كه : »اهل الكبريا و العظمه و الجود و الجبروت «زيادتر نما, به عبارت ديگر پس از اين كه براي عبوديت و بندگي خدا قيام نمودي , اين قيام اقتضا مي كند كه براي خود در قيام به عبوديت و بندگي او حول و قوه اي ببيني با انجام رجوع تبري به جويي و با اين عمل او را از اين كه برايش در حول و قوه شريكي باشد منزه بداني و اقتضاي اين امر اين است كه تو با اينكه در مقابل او ذليل و خاضع و خاشع هستي بر دشمنان او و دشمنان دوستان او بحول و قوه او برتري و تفوق داشته باشي .«, (همان , ص 422).