فلسفه اركان اصلي در نماز چه مي باشد؟
------------------------
فلسفه قيام: «بدان كه اهل معرفت قيام را اشاره به توحيد افعال دانند؛ چنانچه ركوع را به توحيد صفات، و سجود را به توحيد ذات اشاره دانند.
اما بيان آن كه قيام اشاره به توحيد فعلي است آن است كه در خود قيام وضعا و قرائت لفظا، اشارت به آن مقام است: اما اين كه قيام وضعا اشارت به آن است اين است كه در آن اشارت به قيام عبد به حق و مقام قيّوميّت حق است كه آن تجلّي به فيض مقدس و تجلّي فعلي است، و در اين تجلّي مقام فاعليّت حق ظاهر شود و همه موجودات مستهلك در تجلّي فعلي و مضمحل در تحت كبرياي ظهوري شود. و ادب عرفاني سالك در اين مقام آن است كه اين لطفيه الهيه را به ياد قلب آورد و ترك تعنيّات نفسيّه را هر چه بتواند بكند و حقيقت فيض مقدّس را به قلب تذكّر دهد و نسبت قيّوميّت حق و تقدّم خلق به حق را به باطن قلب برساند. و چون اين حقيقت در قلب سالك متمكّن شد، قرائت او به لسان حق واقع شود و ذاكر و مذكور خود حق گردد. و بعضي از اسرار قدر بر قلب عارف كشف گردد «و انت كما اثنيت علي نفسك؛ تو همچنان هستي كه خود را ستودهاي، از دعاي پيغمبر اكرم(ص) در سجده،(فروع كافي، ج 3، ص 324) «و اعوذ بك منك؛ از توبه تو پناه ميبرم»، (فروع كافي، ج 3، ص 324).
و بعضي مراتب براي او مكشوف شود و بعضي از اسرار صلوة را قلب عارف دريابد؛ چنانچه در نظر نمودن به محل سجود، كه تراب است و نشئه اصليّه است، و در خاضع نمودن رقبه و سر به زير انداختن كه لازمه آن است، اشاره به ذل و فقد امكاني و فناي تحت عزّ و سلطان كبريا است ـ «يا ايّها الناس انتم الفقراء الي الله و الله هو الغني الحميد؛ اي مردم شماييد نيازمندان به خدا و خداست بينياز ستوده»، (فاطر، 15؛ خميني، روحالله؛ آداب الصلوه (آداب نماز)، مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني(س)، چ دوم، 1372، ص 146 و 147).
فلسفه نيت: «بطور اختصار، عنصري كه به عمل انسان، بها ميدهد، نيت و انگيزه و هدف اوست. از همين رو، در آيات قرآن، كلمه «في سبيل الله، فراوان به كار رفته (70 بار) و اين هشداري است كه انسانها مواظب اعمال و نيّات خود باشند كه در راه خدا باشد، نه براي غيرخدا يا انگيزههاي نفساني، مانند جاده خطرناكي كه تابلوهاي هشداردهنده فراواني در آن نصب ميكنند، بندگي خدا راهي است كه لغزشگاههاي فراواني دارد و اين همه تأكيد، هشدار براي دوري از انحرافها است. بخصوص در عبادات، كه بدون «قصد قربت» و نيّت خدايي ارزش ندارد. نيّت ركن عبادت است. اگر عملي بدون نيّت انجام شود، يا نيّت غيرخدايي داشته باشد، باطل است. نيت، اصل و اساس عمل است. مقدسترين كارها بخاطر نيت بد فاسد ميشود و سادهترين كارها، با نيّت خوب، ارزشي بسيار پيدا ميكند.
نيّت خدايي، عامل جذب الطاف الهي است. هر كه در راه خدا تلاش كند خداوند هم راههاي خودش را به او مينماياند: «و الذين جاهدوا فينا لنهدينّهم سبلنا»، (عنكبوت، 69). و نيت شرط قبولي عمل است. امام صادق(ع) از قول خداي متعال نقل ميكنند و ميفرمايند: «لم اقبل الاّ ما كان خالصا لي ؛ جز آنچه را خالص براي من ميباشد، نميپذيرم»، (قرائتي، محسن؛ پرت وي از اسرار نماز، سازمان چاپ و انتشارات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، ج اول، 1369، ص 115 و 116).
فلسفه تكبيرة الاحرام: پس از نيت كه تصميم بر انجام عبادت براي خداوند است و برپايي نماز به قصد تقرّب به پروردگار، وارد نماز ميشويم. همراه با «حضور قلب» و آمادگي روحي و توجّه كامل به پروردگار، تكبير ميگوئيم. اين توجّه و حضور دل، همچون روح براي نماز است.
خدا برتر و بزرگتر از فكر و خيال ما و برتر از توصيف با قلم و بيان ماست. عظمت او، فراتر از درك و شناخت و تصوّر ماست. هرچه را اراده كند، در همان لحظه انجام ميگيرد. فرمانش مطاع است. پديدهها و انسان را از نيستي به وجود آورده، همه را روزي داده، هدايت كرده، بازگشت همه به سوي اوست و جان و هستي همه جانداران و جمادات، در دست قدرت اوست. اوست كه عزّت ميبخشد و ذليل ميكند، بينياز است و همه به او محتاجند، انسانها را در رحم مادران، تصويرگري ميكند، غرائز هدايتگر را در فطرت آنها به وديعت ميگذارد، بيماريها را شفا ميدهد، ناتوان را توان ميبخشد، همه چيز مردني و فاني است مگر ذات او. در قيامت، حساب و كتاب و پاداش و كيفر همه، با اوست. آن روز معلوم خواهد شد كه همه كاره اوست و ديگران را كاري ساخته نيست و آنانكه به درگاه غيراو روي آوردهاند، باخته و زيان كردهاند...»، (همه اوصافي كه ذكر شد، برگرفته از آيات قرآن است).
نمازمان با نام چنين خداي عظيمي، شروع ميگردد. الله اكبر، شعار برتري و اعتلاي مكتب و عقيده ماست. نماز با «الله اكبر» شروع ميشود و با «رحمةالله» ختم ميگردد. نمازي كه با نام «الله» آغاز ميشود، نه مثل بتپرستان و مسيحيان و طاغوتيان، كه با نام بت، يا نام عيسي(ع) يا طاغوتها و شاهان، كار را شروع ميكنند»، (همان، ص 149 و 150)
«نمازي كه همراه با الله اكبر است، و اين شعار، كه خط بطان بر باطنها و قدرتهاي پوچ ميكشد. و اين شعار، در طول نماز تكرار ميشود و رمز رشد و تربيت ما در ابعاد معنوي، در سايه همين تكرارهاست. خدا بزرگتر از همه چيز است. بزرگتر از آن كه با ديگران مقايسه شود و با حواس ظاهري درك شود. اگر خدا در نظر ما بزرگتر باشد و «الله اكبر» از عمق جانمان و از روي ايمان و باور، برآيد، ديگر دنيا و جاذبههايش، قدرتها و جلوههايشان، در نظر ما كوچك و بيجلوه خواهد شد»، (همان، ص 150 و 151).
فلسفه ركوع: ركوع آن است كه پس از پايان سوره، به نيّت تعظيم و فروتني در برابر فرمان و عظمت پروردگار، تا حدي خم شويم كه دستها به زانوها برسد، كمر صاف باشد، گردن كشيده باشد، گويا نمازگزار حاضر است كه در راه خدا گردنش زده شود. ركوع كه از اركان نماز است و كم يا زاد شدن آن، چه به عمد يا سهو، نماز را باطل ميكند، از بهترين نوع اظهار بندگي است. ركوع ادب است و سجود قرب، و كساني به خدا نزديك ميشوند كه در اظهار ادب كوتاهي نكرده باشند و اين مضمون كلام امام صادق(ع) است»، (همان، ص 172 و 173).
فلسفه سجده: سجده، نشان تذلّل و خاكساري در برابر خداوند و عاليترين درجه عبوديت است. انسان با سجده، خود را همرنگ با هستي ميكند « و للّه يسجد ما في السموات و الارض»، (نحل، 49).
سجده بهترين حالتي است كه انسان به خدا نزديك مي شود. سجده , رمز دوران هاي چهارگانه زندگي انسان است .
علي (ع ) مي فرمايد: سجده اول , يعني اين كه از خاكم , سر برداشتن رمز زندگي دنيايي است . سجده دوم , رمز مردن و به خاك خفتن است , سربرداشتن , رمز محشور شدن است , (بحار, ج 82, ص 139). و اين مضمون اين آيه است كه : شما را از خاك آفريديم و به خاك بر مي گردانيم و بار ديگر از خاك , بيرونتان مي آوريم , (طه , 55). سجده نشان عبوديت است «, (همان , ص 174 و 175).