دليل سجده بر مهر چيست ؟
------------------------
در مورد سجده روايت گرديده است: كه در زمان پيامبر (ص) همه بر خاك كف مسجدالنبي سجده ميكردند و براي عدم تأذّي از خشونت سنگريزهها و نيز براي تسطيح آن، ماسه نرم ريخته بودند؛ نيز براي جلوگيري از سوزش در تابستانها در محل سجده حصير ميگذاشتند. اين مطلب با مباني فقهي شيعه نيز كاملاً سازگار است؛ زيرا مهر از نظر فقهي موضوعيت ندارد؛ بلكه تسهيل كننده دسترسي به خاك است. در روايت صحيحه هشام بن حكم - كه همه فقها طبق آن فتوا دادهاند - آمده است :
«انه قال لابي عبداللّه - عليه السلام - : اخبرني عما يجوز السجود عليه و عما لايجوز، قال: السجود لايجوز الاعلي الارض او علي ما انبتت الارض الا ما اكل او لبس. فقال له: جعلت فداك ما العلة في ذلك؟ قال: لان السجود خضوع للّه - عز و جلّ - فلا ينبغي ان يكون علي ما يؤكل و يلبس؛ لأن ابناء الدنيا عبيد ما يأكلون و يلبسون، والساجد في سجوده في عبادة اللّه - عز و جلّ - فلا ينبغي ان يضع جبهته في سجوده علي معبود ابناء الدنيا الذين اغترَوا بغرورها ؛ هشام از حضرت امام صادق(ع) پرسيد: مرا آگاه ساز بر چه سجده رواست و بر چه ناروا. فرمودند: سجده تنها بر زمين و آنچه ميرويد جايز است، جز آنچه كه پوشيدني و خوردني است. باز پرسيد: فدايت شوم! فلسفه آن چيست؟
فرمودند: زيرا سجده خضوع در پيشگاه خداوند - عز و جل - است، پس نشايد كه بر پوشيدني و خوردني انجام گيرد؛ زيرا دنيا گرايان بنده خوردنيها و پوشيدنيهايند، و سجدهگر در سجدهاش خداي را پرستشگر است. لاجرم نشايد كه پيشاني خود برمعبود دنيا گرايان - كه فريفته فريبايي آنند - بسايند» ، (وسائل الشيعه، ج 3 ، باب 1 ، من ابواب مايسجد عليه، ح 1).
از آنچه گذشت، روشن ميشود كه بودن مهر مهم نيست و ميتوان بر زمين و هر چه از آن ميرويد غير از خوردنيها و پوشيدنيها سجده كرد (مانند چوب درختان).