اگر به دليل اين كه چيزي از نماز نمي فهميم , نماز را ترك كنيم , حكمش چيست ؟
------------------------
ترك نماز و اهميت ندادن به اين ركن مهم و اساسي اسلام , دراثر عدم شناخت از اسرار و فلسفه نماز و عدم شناخت نسبت به معبود يگانه اي است كه در مقابل او مي ايستيد. بايد تا حدودي شناخت و معرفت خود را نسبت به خداوند عالم بيشتر نمود ; زيرا اگر انسان خداي خود را بشناسد و بداند كه او قادر بر همه كارهاست و خير انسان و تمام نعمت هايي كه دارد از اوست و انسان سر تا پا نياز و احتياج به اوست و از خودش هيچ ندارد هم چنين اگر انسان به زندگي خود توجه كند, مي بيند كه اگر خدا اشاره اي نمايد, مي تواند همه أا نعمت ها را از انسان بگيرد و حتي انسان را از هستي ساقط نمايد.البته اين مطلب را با مطالعه در وجود خود و آفرينش ساير موجودات مي توان بهتر درك كرد. در اين صورت به او محبت پيدا مي شود و عشق به او چنان انسان را جذب مي كند كه در مقابل او كرنش خواهد كرد و نه تنها نماز را - كه بهترين نمونه أا نيايش و تواضع بنده در مقابل خداست - ترك نمي كند ; بلكه سعي مي كنيد آن را اول وقت و با خضوع بيشتر انجام دهد. هم چنين نماز تشكر و سپاس از طرف بنده نسبت به معبود خود است نه اين كه او نياز به اين عبادت داشته باشد ; بلكه با اين عبادات موجبات تقرب به او و محبت به او را فراهم مي كنيم و اين كاري است كه همه عقلاي عالم آن را تحسين مي كنند. عبادت و نماز در مقابل خدا مثل تشكري است كه ميهمان از ميزبان خود مي كند.اگر كسي شما را دعوت كند و همه گونه به شما احترام بگذارد و كاملا" از شما پذيرايي نمايد آن گاه بعد از تمام شدن مهماني و وقت خداحافظي شما سر را پايين بيندازيد و بدون كمترين عكس العمل و تشكري از خانه او بيرون بياييد, آيا عقلاي عالم درباره شما چه قضاوت مي كنند؟ حال خدايي كه هميشه بر سر سفره نعمت هاي گوناگون او هستيد آيا هر صبح و شام نبايد يك تشكر مختصر به نام نماز در مقابل آن همه نعمت هاي او بنماييد؟! از نظر شرعي نيز نماز در هيچ شرايطي ساقط نمي شود و خستگي و كسالت و امثال آن وسوسه هايي شيطاني اند كه بايد از آنها گريخت .بنابراين پاسخ اصلي اين سوال اين است كه در راه درك صحيح نماز بايد قدم برداشت.و ندانستن و عدم درك مسائل نماز دليل بر ترك نماز نيست.