حكايت 15
نماز بهترين وسيله تقرب به بارگاه حضرت احديت است. نماز،عالي ترين وسيله براي عبادت است كه ميتوان بدان وسيله بهدرگاه خداوند احديت باريافت.اقامه نماز عالي ترين شعار انبياء و اولياء است. نماز عبادت وطاعت حضرت واجب الوجود است،كه با چيزي بهتر از نماز نمي توان خداوند را پرستش نمود.فاطمه دختر اميرالمومنين(ع) مشاهده كرد كه:حضرت علي بن الحسين(ع) از كثرت عبادت و طاعت خداوند، رنجوروناتوان شده. پيش جابربن عبدالله انصاري رفت وگفت: اي جابر! تو از صحابه پيامبري، مارا بر امثال توحقي است (يعني به بركت جدم وپدرم پيامبرو علي-عليهماالسلام-مشرف به اسلام شديد)اگرببينيد يكي از ما خودرا از كثرت عبادت وپرستش خدا،ناتوان كرده است، اورا تذكردهيد تا اقلاً جان خويش را حفظ كند.علي بن الحسين، يادگار برادرم سيدالشهداء،خودرا رنجور كرده،پيشاني،و زانوان و كف دستهايش از كثرت عبادت پينه بسته است جابراطاعت كرد وبه خانه آن حضرت رفت. در جلو در خانه،حضرت باقر (ع)باچند پسر بچه از بني هاشم ايستاده بودند. جابر در راه رفتن آن حضرت دقيق شده،گفت: اين راه رفتن،راه رفتن رسول خدا(ص) است عرض كرد: آقازاده! شما كيستيد؟ فرمود: من محمدبن علي بن حسينم،جابر شروع به گريه كردو عرض كرد-پدرم به فداي تو باد-نزديك من بيا!آن سرور جلو آمد.جابر دكمه هاي پيراهن امام باقر(ع)را بازكردودست بر سينه مباركش گذاشت،شروع به بوسيدن نمودوصورت بر سينه آن آقا زاده نهادوگفت:ازطرف پيامبراكرم(ص) به تو سلام ميرسانم. به من فرموده اين كارها را بكنم(سينه ات را ببوسم،دست وصورت بر سينه ات بگذارم وبرتواز آن حضرت ابلاغ سلام كنم)وبه من فرمود: جابر تو زنده ميماني تا يكي از فرزندانم را به نام محمد ببيني.او علم را ميشكافد، شكافتني، و تو زنده ميماني تا نا بينا شوي، سپس او تورا بينا خواهد كرد.جابر عرض كرد: از پدرت براي من اجازه بگير!حضرت باقر(ع) پيش پدر بزرگوارش رفت،عرض كرد: پيرمردي با من چنين وچنان كرد. فرمود: نورديده من!او جابربن عبدالله انصاري است،بگو!واردشود.جابروارد شد.چشمش درمحراب به حضرت زين العابدين(ع) افتاد كه عبادت، پيكر مباركش را درهم شكسته بود.علي بن الحسين-عليهما السلام- به احترام جابراز جا حركت كرد. مختصر احوالي از او پرسيد ودرپهلوي خود جايش داد.جابر عرض كرد:يا بن رسول الله!مگر نمي داني خداوند بهشت را براي شما و دوستانتان خلق كرد وجهنم را نيز براي دشمنان شما؟ پس اين چه جد وجهد است كه خودرا به زحمت انداختهاي؟حضرت فرمود: جابر!مگر پيغمبر اكرم(ص) را نديده اي، با اين كه خداوند درقرآن نسبت به آن جناب فرموده:«گناه گذشته وآينده ترا آمرزيدم»- پدرم فداي پيغمبر باد- آن قدر عبادت كرد تا، پا و ساقهاي مباركش ورم كرد. عرض كردند:شما با اين مقام باز اين قدر عبادت ميكني؟آن حضرت فرمود:آيا بنده سپاسگزارخدا نباشم؟جابرفهميدكه گفتارش درآن حضرت موثر نيست تاكه ازروش خودبااين رنج وزحمت بكاهد.عرض كرد: يابن رسول الله!پس جان خودراحفظ كن!زيرااز خانواده اي هستي كه بلا وگرفتاري به واسطه آنها دفع ميشود،باران به بركت ايشان نازل ميگردد.فرمود:جابر!من ازروش پدروجدم محمدوعلي-صلواة الله عليهما-دست بردار نيستم.وپيروي آنها رامي كنم،تابه ديدارشان نائل گردم.جابر به كساني كه حضورداشتند گفت: به خدا قسم دراولادپيامبران كسي رامانندعلي بن الحسين(ع) نمي بينم مگريوسف پيامبروسوگند به پروردگارفرزندان علي بن الحسين-عليهم السلام- بهترازفرزندان حضرت يوسف هستند. زيرا درميان فرزندان اين آقا كسي است كه زمين راپرازعدل ودادمي كند. بعدازاينكه ظلم وجورروي آن رافراگرفته باشد.( اشاره به حضرت بقية الله ارواحناله الفداء ميباشد)4.
3.افلا اكون عبداً شكوراً.
4. بحار،ج11،ص19.