حكايت 46
(مرحوم حاج آقا حسين فاطمي قمي (قدس سره) فرمود: به من گفتند كه: آقاي حاج ميرزا جواد (ملكي تبريزي) جوياي حال تو شده است. چون مي دانستم ايشان كسالت دارند با عجله به خدمتش رفتم؛ ديدم استحمام كرده و خضاب بسته و پاك و پاكيزه در بستر بيماري افتاده و آماده اداي نماز ظهر و عصر است . در ميان بستر شروع به گفتن اذان و اقامه كرد و دعاي تكبيرات افتتاحيه را خواند و همين كه به تكبيره الاحرام رسيد و گفت: (الله اكبر) روح مقدس او از بدن اقدسش به عالم قدس پرواز كرد. آري، اي عزيز اين است معناي (الصلوه معراج المومن) و اين است معناي روايتي كه در تفسير (قدقامت الصلوه) فرمود: (اي حان و قت الزياره)
يعني : وقت ديدار فرا رسيده است.
و نيز يكي از شاگردان او مي گويد:
(در شب وفات ميرزا جواد آقا، نزديك سحر من در حالتي بين خواب و بيداري، ديدم درهاي آسمان به روي من گشوده و حجابها مرتفع شده است و تا زير عرش الهي را مشاهده كردم و آن مرحوم را ديدم كه ايستاده و درست به قنوت گرفته و مشغول تضرع و مناجات و گريه است . از مقام و نزديكي او به خداوند سبحان تعجب كردم كه ناگهان شنيدم كسي دم منزل در مي زند، فورا برخاستم و در را باز كردم ديدم يكي از دوستان است. گفت: فلاني بيا منزل آقا. گفتم : مگر چه خبر است؟ پاسخ داد: به شما تسليت مي گويم، آقا از دنيا رفت.) (هزارو يك نكته درباره نماز حكايت93)