نفيسه، بانويي بزرگوار و با ايمان بود كه در مكه متولد شد و در مدينه زندگي مي كرد. او دختر حسن بن زيد، و زيد فرزند امام حسن مجتبي عليه السلام است. نام همسرش اسحاق (فرزند امام صادق عليه السلام) است . نفيسه تمام قرآن و تفسير آن را از حفظ داشت، روزها پيوسته روزه مي گرفت و شبها در حال عبادت بسر مي برد. او داراي ثروتي بود كه به بيماران و بينوايان و عموم مردم احسان مي كرد بسيار مي گريست و سي مرتبه به حج مشرف شد و بيشتر اين سفرها را با پاي پياده رفت.

برادرزاده نفيسه (زينب دختر يحيي متوج) مي گويد: چهل سال تمام عمه ام را خدمت كردم و در اين مدت نديدم كه شبي بخوابد يا روزي افطار كند. پيوسته شبها را به قيام و روزها را به روزه مي گذراند . به او مي گفتم: چرا با خود مدارا نمي كني؟ پاسخ مي داد: چگونه با نفسم مدارا كنم با اين كه راهي سخت و گردنه هايي در پيش دارم كه از آنها نمي گذرند مگر مردمان رستگار.

نفسيه سالي با شوهرش به فلسطين مسافرت كرد تا قبر حضرت ابراهيم عليه السلام را زيارت كند، هنگام مراجعت از سفر، به مصر تشريف برد و در خانه اي سكني گرفت. در همسايگي او دختري يهودي و نابينا بود كه يك روز به آب وضوي نفيسه تبرك جست و فورا شفا يافت. يهوديان و بسياري كه از اين ماجرا با خبر شده بودند اسلام آوردند. مردم مصر به نفيسه عقيده مند شدند و با اصرار از او از او خواستند كه در آن جا بماند. نفيسه با دست خود قبري براي خويش كنده بود (و براي سفر آخرت آماده بود) بسيار مي شد كه داخل قبر مي رفت و در آن جا به نماز مي ايستاد، او در آن قبر شش هزار مرتبه (و به روايتي، يكصد و نود بار) ختم قرآن كرد. سرانجام، اين بانوي پرهيزكار در سال 208 (هجري) در ماه مبارك رمضان و در حالي كه روزه داشت و قرآن قرائت مي كرد (درمصر) دعوت حق را اجابت كرد و روح پاكش به ديار جاودان پركشيد(هزارو يك نكته درباره نماز حكايت125)