حكايت 50
يكي از فضلاي معاصر مي گويد: در يكي از ماههاي رمضان از مرحوم حاج شيخ عباس قمي (ره) خواهش كرديم كه در مسجد گوهر شاد نماز جماعت برپا كند و امامت آن را بپذيرد، اصرار و خواهش ما را قبول كرد و نماز ظهر و عصر در يكي از شبستانهاي آن جا اقامه شد. هر روز جمعيت نمازگزاران فزوني مي يافت، يك روز پس از اتمام نماز ظهر آيت الله حاج شيخ عباس قمي(ره) به من كه نزديك ايشان بودم گفتند: (من امروز نمي توانم نماز عصر بخوانم) از مسجد رفتند و ديگر آن سال را براي نماز جماعت نيامدند چون خدمت ايشان رسيدم و از علت ترك نماز جماعت پرسيدم، گفتند: (حقيقت اين است كه در ركوع ركعت چهارم متوجه شدم كه صداي اقتدا كنندگان كه پشت سر من مي گفتند: (ياالله ، يا الله، ان الله مع الصابرين.) از محلي دور به گوش مي رسيد، و اين صدا ها مرا متوجه كرد كه جمعيت زيادي براي نماز آمده است و اين، مرا شادمان كرد و خوشم آمد ، بنابراين من براي امامت نماز جماعت ، شايسته نيستم و اهليت ندارم (هزارو يك نكته درباره نماز حكايت 132)