حكايت 79
مرحوم ميرزا جواد ملكي تبريزي (ره) هر شب كه براي تهجد از خواب بيدار مي شد ضمن اجراي دستورات و آداب برخاستن از خواب از قبيل سجده و دعا مدتي در بسترش صدا به گريه بلند مي كرد و سپس بيرون مي آمد و به اطراف آسمان نگاه مي كرد و آيات (ان في خلق السموات و الارض ....) را مي خواند و سر به ديوار مي گذاشت و مدتي گريه مي كرد، سپس براي وضو گرفتن آماده مي شد و در كنار حوض مي نشست و مي گريست و از هنگام بيدار شدن تا برگشتن به محل نماز چند جا مي نشست و بر مي خاست و گريه مي كرد، وقتي كه وضو مي گرفت و به مصلايش مي رسيد و مشغول تهجد مي شد ديگر حالش خيلي منقلب مي شد و قابل وصف نبود او در نمازها و خصوصا در قنوت آنها گريه هاي طولاني داشت تا آن جا كه بعضي ايشان را جزو بكائين عصر به شمار آورده اند(هزارو يك نكته درباره نماز حكايت 717)
+ نوشته شده در ساعت توسط لیلا قزوینیان
|