(خلف ايوب) را گفتند: آن گاه كه در نمازي و مگس بر سر و روي تو مي نشييند تو را اذيت نمي كند كه او را از خود دور كني؟ گفت: در مورد چيزي كه نماز مرا تباه كند من در فكر نفس خود نيستم. گفتند چگونه بر آن صبر مي كني؟

گفت: شنيده ام كه فاسقان در زير تازيانه هاي سلطان صبر مي كنند تا بگويند فلاني صبور است و يه اين كار افتخار مي كنند. و من كه در حضور خداوند ايستاده ام به خاطر يك مگس تكان بخورم؟