مجــال عــروج 


وقت نماز، خلوت دل از خـدا پْر است 
اين خانه از تبلور دست دعا پْر است 
از آفتاب،بگذر و بگذارمان به خويش 
اينجا زگرمي نَفَس آشنا پر است 
در پنج نوبتي كه مجال عـروج ماست 
هر گوشه اي زسايه بال هما پْر است 
تا قبله گاه سينه، مصلاي عشـق اوست 
از ما هميشه مسجد آدينه ها پْر است 
ما چشم دل به سمت تجلي گشوده ايم 
اينجا تمام پنجره ها از صفا پْر است 
وقتي بلال مأذنه ها، بانگ مي زند 
يعني تمام هستي ما از خدا پْر است 
يارب دل شكسته ما را قبول كن 
هر چند كوچك است ولي از صفا پْر است 

غلامرضا مرادي