دستــي بــه آسمـــان 


وقت است تا دوباره خدا صدا كنيم 
دستي به آسمان اجابت رها كنيم 
راهي زگرمسير سجود و نماز عشق 
بر قلبهاي يخ زدة خويش وا كنيم 
سجاده اي ز نور بينداز هر سحر 
تـا ركعتی به آينــه ها اقتدا كنيم 
از نسل آسماني پرواز مي شـويم 
زنجير خاك را اگر از خود جدا كنيم 
تا كوچه هاي سبز شكفتن نگاه كـن 
راهي نمانده است، توقف چرا كنيم؟ 
اينجا ميان پنجره ها نور مي وزد 
وقت است تا دوباره خدا راصدا كنيم 

معصومه نبوي